السيد محمد حسين الطهراني
25
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)
شديدترين وجهى صورت پذيرد و منجرّ به قتل صعب و كشتن و قطعه قطعه شدن انسان گردد . انسان براى فرار از قتل شديدتر ، نميتواند اختياراً دست به انتحار خفيفتر بزند . اگر دشمن ، انسان را در اطاقى محبوس نموده است و ميخواهد انسان را در دريا و رودخانه غرق كند ، انسان حقّ ندارد شير گاز اطاق را باز كرده و خودش را به استنشاق گاز مسموم هلاك كند ؛ گرچه اين عمل نسبت به غرق شدن آسانتر باشد . لشكريان مسلمان كه در كشتى نشسته و آماده نبرد و جنگ با كفّارند ، اگر كفّار كشتى آنان را با نفت و بنزين ، و يا پرتاب موشك ، و يا سائر آلات مُحرِقه آتش بزنند ، و مسلمين سوختن و آتش گرفتن خود را در برابر ديدگان خود همچون آفتاب روشن ببينند ، حقّ ندارند براى فرار از سوختگى ، خود را به دريا پرتاب كنند و غرق شدن را اختيار نموده و به دست خود بدينگونه جان سپرند . اگر مريضى مبتلا به بعضى از امراض مهلكه و صعب شده است ، مانند بعضى از اقسام سرطان كه حقّاً حيات براى او جز تلخى چيزى نيست ، حقّ ندارد انتحار كند ؛ و به دوست پزشك معالج و يا به پرستار رفيق و صميمىاش توصيه كند تا زودتر از اجل طبيعى موعود و مرگ معهود ، وى را با تزريق راحت كند . اينها همه قتل نفس است ؛ و حرام و ممنوع . سرّ حرمت انتحار و خودكشى در اسلام و سرّش آنست كه : انسان مالك خودش نيست تا بتواند در حيات و ممات خود ، خودش تصميم بگيرد . مالك انسان ، و خالق او ، و ربِّ او ، و مُحيى و مُميت او ، خداوند است عزّ و جلّ ؛ و او تمام اين طرق از كشتن را به روى او بسته است . و او بايد صد در صد ، در صددِ ادامه حيات و تأمين عمر باشد ؛ تا جائى كه مرگ ، خودش به سراغ او بيايد . و سرّ اين مطلب آنست كه : انسان و حقيقت او ، و موجوديّت او به بدن او